|
|
|
|
|
انسان آزاد آفریده شد تا آزاد زندگی کند .او را جهت رسیدن به حد کمالش توانمند ساخت و نیز این انسان محتاج را به انواع سختی ها دچار کرد تا او را آزموده و به یاد خود وادارد تا مگر غافل نشود. گاها" این ابتلای به مصایب در قالب جمعیتی از افراد به وقوع پیوسته که به ناگاه ملتی را از کام به ناکامی کشانیده و البته نباید از نقش موثر برخی از واسطه ها غافل شد که در جهت اهداف شخصی خود به نابودی دیگران به عنوان وسیله موجه مقصدشان می نگرند.اما جای این سوال باقی است که آیا کسانی که در این میان دچار شده اند گرفتار ابتلای الهی شده اند و یا قربانی اهداف سایرین و یا قهر الهی آنان را نیز به همراه دیگران به نابودی کشانده و..... بحث دراین مورد واقعا" ثقیل و گیج کننده است لذا واگذاری این مساله به بزرگان علوم دینی خوشایند تر است و نیز این گفتار از حوصله ما و به عبارت بهتر از ظرفیت ما خارج است. در این زمینه ملتی بیش از سایر ملتها شناخته شده است و بالاخص به واسطه جنگهای داخلی اش زبانزد خاص و عام میباشد با گفتن این حرف ها به راحتی می توان دریافت که منظور کجاست! بله ‘افغانستان‘ این کشور جنگ زده معروف در منطقه خاورمیانه‘ کشوری که سالهای سال دچار استعمار خارجی بوده و پس از آن نیز دورانی را به مبارزه علیه شوروی پرداخته و در همین حین وپس ازاین زمان جنگ داخلی این سرزمین و ملت آنرا به سر حد نابودی کشانده بطوریکه هم اکنون با یا بدون در نظر گرفتن کمکهای خارجی این کشور یک ویرانه ی به تمام معناست که زندگی مردم در آن در پایین ترین حد خود برقرار است.امکانات اولیه زندگی از قبیل آب آشامیدنی،برق گاز و غیره نیز در اکثر استان های آن وجود ندارد و یا در حد محدودی است.
از همان ابتدای آغاز جنگ ها برخی از مردم شروع به مهاجرت به دیگر کشورها نمودند تا بلکه از مصیبت های جنگ در امان بمانند در این بین عده ی زیادی گزینه ی ایران را انتخاب کردند که این انتخاب عمدتا" به دو دلیل اصلی نزدیکی آن به کشور افغانستان و دیگر دولت اسلامی آن میباشد.عده دیگری از مهاجرین نیز به دلایل قومیتی به دیگر همسایه افغانستان یعنی پاکستان روی آوردند و بخشی از مهاجرین نیز به کشورهای اروپایی یا امریکایی و یا سایر کشورها مهاجرت کردند که البته اکثر آنان دارای اقوام یا دوستانی در آنجا بودند.در هرحال مهاجرین در کشورهای پذیرنده مهاجر ساکن شدند و اکثرا" کشورهای پذیرنده مهاجر از کمک های سازمان ملل به مهاجرین افغانی بر خوردار شدند.کشور ایران نیز که دردوران انقلاب به سر میبرد در اوایل کار از مهاجرین استقبال می نمود اما رفته رفته شرایط تغییر می کرد و در پی آن سیاست های ایران در قبال مهاجرین نیز دستخوش تغییراتی گردید و در این اوضاع حکومت طالبان در افغانستان قدرت را به دست گرفت و این موجب آرامش نسبی در مقایسه با قبل شد ولی از طرفی سیاست های این گروه ،بسیار افراط گرایانه بود زیرا این گروه جزو وهابیون بودند و عقایدی را در جامعه اعمال میکردند که کاملا" بر عکس شارع اسلام و نیز بر ضد حقوق اولیه انسان بود.این آرامش کاذب موجب بازگشت عده ای به کشور گردید از طرفی دولت ایران نیز با وارد آوردن فشار بر مهاجرین عده ای را مجبور به بازگشت نمود و البته پس از مدتی که سیاست های غلط گروه طالبان بر همگان آشکار شد فشارهای ایران بر مهاجرین کاهش یافت و مرزها تا مدتی برای ورود مجدد مهاجرین باز گذاشته شد اما در این سالها تفکر غالب ایرانیان و به خصوص جوانان ایرانی در مورد ملت افغانستان به گونه ای شکل گرفت که آنان افغان ها را انسانهایی عقب مانده وبی فرهنگ پنداشتند و طی چندین سال این تفکر در اکثر عوام ایرانی وجود داشت تا سال های اخیر که در پی حمله امریکا به افغانستان و بهبود اوضاع ،بر قرارشدن بیشترامنیت،تشکیل دولت فراگیر ملی و کمکهای سایر کشورها شرایط زندگی نسبت به قبل بهبود اساسی یافت وزمینه باز گشت مهاجرین به کشورشان فراهم گردید اما این بازگشت با چه شرایطی امکانپذیر است؟
به عنوان مثال فردی که حدود بیست و پنج سال از عمرش را در ایران گذرانده! وتمام زندگی اش در اینجا است و حتی فرزندان او نیز متولد ایران اند چگونه به جایی باز گردد که نقطه شروعی ندارد اما اگر نخواهیم افرادی را جزو این گروه به حساب آوریم بازگشت مهاجرین به موطن خود به این سرعت که مد نظر دولتمردان منصف ایران است کار پنج شش ماه و حتی یکی دو سه سال هم نیست ولی باز هم شاهد اقدامات سختگیرانه دولت ایران در قبال بازگشت مهاجرین هستیم اما در همین زمینه باید به اعمال غیر انسان دوستانه ایران در قبال مهاجرین و در حقیقت بر خلاف آنچه که از یک دولت اسلامی انتظار میرود اشاره کرد و آن هم اجبار در بازگشت مهاجرین بصورت جمع آوری مهاجرین از سطح شهر،انتقال و نگهداری مهاجرین در اردوگاه و گاها" شکنجه و آزار آنان که در این مورد افراد بسیاری حاضر به اقراراند و با توجه به این مساله اردوگاه سفید سنگ واقع در اطراف شهرسبزوار به همین منظور بهره برداری می شد و اکنون نیز با شدتی ملایم تر در حال بهره برداری است .به علاوه اردوگاه هایی در زاهدان و قم نیز با همین کاربری وجود دارد.در هر حال این دوران خشونت بار هم به پایان آمده و اکنون بایستی به بازسازی و رشد افغانستان عزیز اندیشید، اکنون دیگر جای این مباحث نیست و بازگویی این مطالب دردی را درمان نخواهد کرد و در حال حاضر باید توجه اذهان خاموش ملت و دولت ایران را به این مهم جلب کرد که : با توجه به سابقه همسایگی کهن ایران وافغانستان و نیز اینکه دو کشور در گذشته ای نه چندان دور یک کشور بوده اند ولذا تفاهم فرهنگی بسیاری با هم دارند و با توجه به مستعد بودن افغانستان برای پیشرفت و موقعیت مناسب بازارهای آن برای تولیدات و صنایع ایران، باید به جای اعمال ناسیونالیستی و پان ایرانیستی به همکاری هر چه بیشتر و توسعه روابط با همسایه دیرین خود بپردازند و در همین زمینه گوی سبقت را از سایر رقبای خارجی بربایند.
به امید فردایی بهتر نوشته :ح.ص افغانستان 6/12/1384 نظرات خود رابه آدرس زیر e-mail بزنید:spiritted_student@yahoo.com |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384ساعت 12:17 توسط حسین
|
|
||