|
|
|
|
حافظ پاکزاد، نقاش افغانی
هر سال، میلیون ها نفر از سراسر جهان در پاریس به موزه لوور میروند تا لبخند مرموز مونالیزای داوینچی، نقاش نابغه ایتالیائی را تماشا کنند. گاه ساعتها به آن لبخند اسرارآمیز خیره میشوند. صدها نقاش آن را کپی کردهاند. صدها کتاب دربارهی مونالیزا نوشته شده است. فیلمی سینمائی نیز با عنوان «کد داوینچی» از روی رمان بسیار پرفروشی به همین نام تهیه و به نمایش در آمده است. موضوع آن اسراری است که در تابلوی مونالیزا وجود دارد.اینبار، پانصد سال بعد از داوینچی، این حافظ پاکزاد، نقاش افغانی است که روایت دیگری از مونالیزای دوران ما را خلق کرده است. برای نخستین بار این مونالیزا لبخندی ندارد. اخم کرده است و همهی غم و اندوه زن افغان را در چهرهاش نشان میدهد. این مونالیزای افغان «شوک»، نمایشگاهی است با نام «هفتههای فرهنگی افغانها» در پاریس. مدل اصلی این مونالیزای دوران جدید، دختری است افغانی با چشمانی درخشان و زیبا که استيو مک کری آنرا گرفته است و با چاپ روی جلد مجله معروف ناشنال جئوگرافیک جهانی شد. حافظ پاکزاد، خالق این مونالیزای دوران ما میگوید: «زنان افغانی اجازهی لبخند زدن ندارند». |
||
|
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 13:36 توسط حسین
|
|
||
|
|
|
|||
|
در مطالعه نظرات کسانی که صاحب نظر میباشند:
هی بی عقل خدا بین ملت تو و گمبد و علی و ماه مبارک رمضان چه نوع رابطه ای وجود دارد؟ عنوان را بنگر و مطالب وبلاگ را بنگر! مه قربانت شوم ای یار جانی درخت های سر کوه را کی شانده!!!!!!!!!!! نوع رابطه بین خدا.ملت من و گنبد علی و ماه مبارک رمضان؟ خوشحال میشدم اگر منیر جان با این روحیه انتقاد قوی جرئت داشت که جهت بحث آدرس وبلاگ خودش رو بنویسه و مثل خیلی از سیاستمدارای کشورمان فقط حرف نزنه آنهم به این شکل ادبی!
و اما جواب: دین یکی از مولفههای بزرگ پازل هویت و ملیت است. علاوه بر آن تقریبا همه سیاستمداران جهان هر از گاهی برای پیشبرد اهداف خود در سنگر دین پناه میگیرند. امروزه نقش برجسته دین در نظامهای سکولار و لائیک نیز به خوبی روشن شده است. بوش با شعار جنگهای صلیبی به خاورمیانه لشکرکشی میکند. پاپ سابق و واتیکان با همکاری آمریکا و انگلیس برای فرو ریختن شوروی در کنار دیوار برلین مراسم مذهبی برگزار میکند و تورکیه بخشی از برنامههای سیاسی و اقتصادی خود را در کشورهای آسیای میانه به کمک مدارس مذهبی خود به پیش میبرد و... دین چه به عنوان یک امر معنوی واقعی و چه به عنوان یک ابزار سیاسی چیزی نیست که بتوان از آن به سادگی عبور کرد و در مورد آن نیندیشید. و اگر در کشوری و یا منطقهای یک بیتفاوتی و سهل انگاری یی از این دست اتفاق بیفتد فاجعهای رخ داده است.همانند آنچه که در سرزمین خسته روی میدهد. یک نهاد دینی مستقل و در عین حال برخوردار از حمایت ملت و دولت میتواند در چنین مواقعی با در نظر گرفتن دو فاکتور دین و ملیت وارد عمل شود. که در این میان پای بسیاری دیگر عوامل چون ترکیب نژادی ملت و مسایل اقتصادی فرهنگی و ...نیز به میان می آید که در مورد کشوری چون افغانستان پررنگ تر مینماید. ....ادامه دارد |
||||
|
+
نوشته شده در شنبه نهم دی 1385ساعت 12:23 توسط حسین
|
|
||||