تبليغاتX
ملت من : گذشته,حال,آینده
آینده ی من و تو...دست در دست هم...امروز را پلی به سوی آینده ای روشن سازیم...من و تو....

در همه تراژدیهای شناخته شده، فرد به تنهایی به مسلخ می رود اما امام حسین همراه با ۷۲ یار خود در شرایطی تن به مسلخ می دهند که معلوم نیست اسرای زن به چه سرنوشتی دچار می شوند و امام حسین(ع) با چنان غیرتی و با علم به این قضیه که معلوم نیست چه رفتارهایی با اسرای زن روا شود، قیام می کنند. بی تردید رمز و راز بقای آفرینش در قیام حضرت اباعبدالله است، درکنار ابراز احساساتی بی‌نظیر، چرایی و فلسفه این قیام بزرگ مورد پرسش قرار می‌گیرد.

می توان اهداف، نگاه و فلسفه سیاسی اباعبدالله را مصداق بارز عزت دانست. حضرت اباعبدلله (ع) می فرمایند روشن است که قیام من از روی دنیا طلبی و شرارت نیست و قیام من بوی فساد نمی دهد بلکه من در صدد اصلاح در امت جدم هستم و قصد امر به معروف و نهی از منکر دارم. تصریح این مطلب، یعنی یک اصلاح طلبی واقعی و جلوگیری از انحرفی که پس از پدر وی رخ داده است، امام (ع) در شرایطی قیام کرد که والی مسلمین به صورت علنی رو به فسق و فجور آورده بود ، آن هم فسق و فجوری که فردی نیست بلکه جمعی و اجتماعی بوده و نهادینه شده است. این فسق و فجور به نام دین و اسلام صورت گرفت، از این رو روشن است که بخش اعظم قیام فلسفه قیام امام حسین(ع) امر به معروف و نهی از منکر است به طوری که این قیام و شهادت را می توان مصداق امر به معروف و نهی از منکر دانست. نگاهی که امام حسین به امر به معروف و نهی از منکر دارد نگاهی تنگ، سطحی و جزئی نیست، بلکه یک قیام، با هدف امر به معروف و نهی از منکر شکل گرفته است، که به طور طبیعی دارای پیامدها و تحقق ارزشهایی است که پس از آن محقق می شود.

استاد شهید آیت‌الله مرتضی مطهری (قدس سره الشریف) در این زمینه می‌گوید: روانشناس‌ها، خصوصاً کسانی که بیوگرافی می‌نویسند، کوشش می‌کنند برای روحیه‌ها یک کلید شخصیت پیدا کنند و می‌گویند شخصیت هر کس یک کلید معین دارد (که) اگر آن را پیدا کنید سراسر زندگی او را می‌توانید توجیه کنید البته به دست آوردن کلید شخصیت افراد خیلی مشکل است، خصوصاً شخصیت‌های خیلی بزرگ. ادعای اینکه کسی بگوید من کلید شخصیت کسی مانند علی یا حسین بن علی را به دست آورده‌ام انصافاً ادعای گزافی است و من جرات نمی‌کنم چنین سخنی بگویم، اما این‌قدر می‌توانم ادعا کنم که در حدودی که من حسین را شناخته و تاریخچه زندگی او را خوانده‌ام و سخنان او را که متاسفانه کم به دست ما رسیده است، به دست آورده‌ام، می‌توانم این طور بگویم که از نظر من کلید شخصیت حسین؛ حماسه است، شور است، عظمت است، صلابت است، شدت است، ایستادگی است و حق‌پرستی است. (مجموعه آثار، ج 17، ص45).

نتیجه عملی نگرش حسینی به زندگی و جهان هستی آن است که آدمی به هیچ بهایی حاضر به خواری نیست و سر برابر ذلت فرود نمی‌آورد؛ چه ذلت ناشی از بندگی شیطان درونی و چه ذلت ناشی از بردگی طاغوت بیرونی. کسی که مانند حسین علیه‌السلام می‌اندیشد هیچ فریضه‌ای را بالاتر از تلاش برای سربلندی انسان‌ها در زندگی فردی و اجتماعی نمی‌داند و این همان معنای دقیق اصلاحات است.
براساس همین دیدگاه است که «قرآن کریم در مجموع تعبیرات خود، پیامبران را مصلحان می‌خواند» و اصولا باید گفت که " اصلاح‌طلبی یک روحیه اسلامی است. هر مسلمانی به حکم این که مسلمان است خواه ناخواه اصلاح‌طلب و لااقل طرفدار اصلاح‌طلبی است زیرا اصلاح‌طلبی از ارکان تعلیمات اجتماعی اسلام است."

 

تحقق واقعی اصل امر به معروف و نهی از منکر مستلزم آن است که شرایط، حدود و کیفیت آن متناسب با زندگی نوین بشری و با بهره گیری از دستاوردهای مفهومی و روشی جامعه شناختی همراه باشد تا ضمن حفظ این اصل از آن بهره ای مطلوب اخذ شود.بدیهی است که عدم توجه به این مسئله دوری و حذف این اندیشه والا را در پی خواهد داشت

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 11:48  توسط حسین  |